تبليغاتX
ملک فراغت - بهترینم
ای شاه شیرگیرچه کم گرددارشود ............در سایه ی تو ملک فراغت میسرم
  بهترینم

 

جاودان باده ی این نگاه منتظر بر تو باد

شاید مست از این رنج و غربت بی صدا نگاه منتظر به امدنت را فراموش کنی

بر این جنازه تاریک منگر

بر هستیم نظاره کن که همه از برای نگاه خسته ای خاکستر می شود

شراره ی حقیر این دستان خسته نثار زمستان سرد ذهن تو

که هیچ چیز –  نه هستی –  و نه مستی ام –  تا اندازه تو در من بزرگ نبوده است

|+| نوشته شده توسط یک سرگردان در ملک فراغت در سه شنبه نوزدهم دی 1385  |
 
 
بالا