تبليغاتX
ملک فراغت -
ای شاه شیرگیرچه کم گرددارشود ............در سایه ی تو ملک فراغت میسرم
 

 

صدای تو از ان سر دنیا

-الو! 

چیزی می دود درون رگ هایم

خشک می شود زبانم چتوی دهانم

و سکوت

باز صدای تو از ان سر دنیا

-الو ! الو!

جمع می کنم تمام توانم را

- منم

 صدایی از تو در نمی اید

سکوت این لحظه ها

گویا ترین کلمات است .
|+| نوشته شده توسط یک سرگردان در ملک فراغت در یکشنبه پنجم شهریور 1385  |
 
 
بالا